X
تبلیغات
ارتباطات

ارتباطات

نظریه ارتباط

نظریه ارتباط

بعضی افراد معتقدند که ساده ترین روش برای شروع طبقه بندی نظریات ارتباط ، با تلاش جهت تعریف واژگان ارتباط و نظریه از نظر تئوری نادرست است. با این وجود آغاز مطالعه بر روی نظریه هایی که در رابطه با ارتباط هستند ، بدون فهم حتی موقتی و ضعیف انواع پدیده های ارتباطی ونیز فهم اینکه چه نظراتی درباره این پدیده ها تشکیل فرضیه - یا تخصصی تر - فرضیه خوب را میدهند دشوار است .
ارتباط ، مفهومی تغییر پذیر است، درحالیکه شاید به کرّات ازاین واژه استفاده کنیم، رسیدن به تعریف دقیق این کلمه که مورد قبول دانشمندان امور ارتباطات باشد دشوار است. ارتباطات به حدی در رفتار انسان و ساختارهای اجتماع ریشه دارد که حتی تصور رخدادهای رفتاری یا اجتماعی بدون حضور ارتباطات دشوار است.
ممکن است ارتباط را انتقال اطلاعات از فردی به فرد دیگر تعریف کنیم.در واقع بسیاری از دانشمندان ارتباطات این تعریف را بعنوان تعریف کاربردی در نظر می گیرند و سخن معروف Lasswell(چه کسی چه چیزی را به چه کسی و با چه تاثیری) را روش احاطه بر رشته ارتباطات می دانند. سایرین معتقدند که جریانی تشریفاتی در ارتباطات وجود دارد که نمی توان آنرا بصورت ساختگی از بافتهای اجتماعی و تاریخی جدا نمود. با توجه به جدید بودن نسبی این رشته تحقیق ، انتظار یک مفهوم آفرینی مشترک بین تمامی افراد این رشته زود است. علاوه بر این ، خود فرضیه ارتباط از بسیاری جهات تلاش برای توصیف و توضیح دقیق ارتباط محسوب می شود.
در واقع یک فرضیه توضیحات مختلفی از گروهی از پدیده های مشهود می باشد. Karl Popperفرضیه را به طرز جالبی تعریف کرده است :" توری که ما جهت صید لغت پهن می کنیم تا آن را بیان، توضیح و حاکم نماییم." گمان یک فرضیه درون تمامی جریانات تحقیقی قرار دارد و در حالیکه بسیاری دانشمندان علوم اجتماعی مایلند آزمایش روی یک فرضیه خوب را با علوم طبیعی انجام دهند، بسیاری افراد دیگر که به مطالعه ارتباطات مشغولند فرضیه را همانند سایر رشته های دانشگاهی می دانند. با این وجود هنگام سنجش درستی یک فرضیه، ملاکهای موجود در علوم و برگرفته شده از روشهای علمی اغلب تا حد بسیار زیادی صادقند.

ارزیابی فرضیه

شش عامل ، از خصوصیات یک فرضیه قــوی است (واژگان موجود در اینجا ازفرضیات ارتباطات بشر(Littlejohn) گرفته شده اند اما گروه مشابهی از معیارها به شدت مورد قبول هر دو گروه درونی و خارجی رشته ارتباطات قرار گرفته اند):
  • گستره نظری
یک فرضیه تا چه حد کلی است؟ یعنی یک فرضیه چقدردرست است؟ در بسیاری موارد فرضیه ای که برای محدوده نسبتاً کوچکی از وقایع صادق است به اندازه فرضیه ای که بخش بسیار وسیعی از فعل وانفعالات ارتباطی را دربردارد مفید نمی باشد.البته به فرضیه ای ایده آل گفته می شود که بطور مختصر و کلی ماهیت ارتباطات انسان را توضیح دهد.
  • تناسب
نظریات اغلب بر اساس چگونگی ارتباط فرضیات شناخت شناسی ، هستی شناسی و ارزش شناسی آنها با موضوع یا سوال مورد بحث سنجیده می شوند. اگر فرضیات یک تئوری به اختصار بیان شده باشد (وابسته به تکرار گویی) آن یک تئوری مفید نخواهد بود.
  • ارزش تحقیقی
بعضی از نظریات روشهایی که با آنها امکان تحقیقات بیشتر وجود دارد را نشان می دهند.نظریه با ارائه الگویی تفسیری، سوالات یا فرضیاتی که می توانند به آسانی به کار انداخته شوند را بوجود می آورند.عملاً ممکن است موفقیت یک فرضیه در چگونگی امکان ادامه آن توسط محققان دیگر برای انجام کاری پر باردر حمایت یا انعکاس آن قرار داشته باشد.
  • اعتبار
شاید نیاز به توضیح نباشد که داشتن اعتبار یکی از ملاکهای نظریه خوب است. اعتبار، میزان دقت یک نظریه در نشان دادن حالت واقعی جهان است. آیا بحثها یکپارچه هستند و آیا پیش بینی ها و ادعاها بصورت منطقی از فرضیات آن گرفته شده اند؟موارد زیادی برای مخدوش کردن این نظریات لازم است یعنی نظریاتی که پیش بینی هایی میکنند و موجب بی اعتباری آن می شوند(اگر نادرستی آنها اثبات شود).عدم وجود چنین پرسشهایی به شدت ارزش تئوری را کاهش می دهد چون نظریه ای که نادرستی آن را نمی توان اثبات کرد ، صحت آن نیز قابل اثبات نمی باشد.
  • ایجاز
بر اساس قانون ایجاز (Occam's razor) یک نظریه باید به ساده ترین شکل ممکن(عملی) یک پدیده را توضیح دهد. به عقیده دیگران نظریه خوب نشان دهنده کیفیتی هنرمندانه است یعنی بیانگر زیبایی یا علمی بودن نظریه است. این خصوصیت منجر به ایجاد لحظه می شود که در آن احساس درک موضوع را می کنیم.
  • انعطاف پذیر(آزادی)
نظریات (شاید بصورت متناقض) نباید نظریات دیگر را بطور قطعی نفی کنند. فرضیه نباید تعصبی باشد. باید هم مشوق و بوجود آورنده تردید وهم (تا هراندازه ممکن) قابل رقابت با سایر نظریه های معتبر باشد.
توجه به این نکته مهم است که یک نظریه "درست" یا "غلط" نمی باشد ( به رغم بحث بالا درباره صحت نظریه) بلکه در توضیح علل پدیده ای خاص نسبتاً بهتر یا بدتر هستند. بخصوص در علوم اجتماعی انتظار یافتن چندین نظریه متفاوت داریم که هر کدام از آنها یک پدیده را به طرق مفید توضیح بدهد. اگر بتوانیم نظریات را به شکل لنزهایی بکار ببریم که با آنها به همراه سایر دانشمندان به فهم واقعیات جهان نائل شویم بسیار با ارزش است.

فرضیات و الگوها

بسیاری معتقدند هرگز چنین نظریه موفقی درزمینه ارتباطات وجود ندارد اما ما درتهیه الگوهای ارتباطی نسبتاً موفق بوده ایم. Karl Deutsch در مقاله ای که درسمینار سال 1952 ارائه شد(درباره مدلهای ارتباطی در علوم اجتماعی) الگو را به این صورت تعریف می کند :"ساختاری از علائم و قوانین ارتباطی است که احتمالاً گروهی ازنقاط مرتبط را در فرآیندها یا ساختارهای موجود جور میکند." به بیان دیگر آن یک نمایش یا الگویی ساده شده از یک فرآیند است به درک ماهیت ارتباط در یک محیط اجتماعی کمک کند".این الگوها ضرورتاً نقشه های یک جور از جهان واقعی نیستند بلکه آنها تا زمانی موفقند که دقیقاً مهمترین عناصر جهان واقعی و پویایی ارتباطات بین خودشان را بیان می کنند.

Deutsch می گوید یک مدل باید تامین کننده چهار عملکرد باشد. باید یک سیستم پیچیده را مرتب کرده(در صورتیکه تا حد ممکن کلی باشد) و عملکردی تحقیقی ارائه نماید. هر دوی این عملکردها مشابه موارد اشاره شده در بالا هستند. او در ادامه می گوید الگوها باید تا حد امکان مبتکرانه باشند؛ آنها نباید به اندازه کافی واضح باشند تا در سیستم موجود انعکاس یابند.آنها همچنین باید تامین کننده اشکال گوناگونی برای سنجش سیستمها باشند که متشابهاً در مدل و در سیستم واقعی در حال بررسی عملی باشند.
الگوها ابزار تحقیق هستند به گونه ایکه شاید فرضیه ها مانند آنها نباشند. الگوها با نمایش سیستم در حال بررسی،روش مختصر تری را برای کار روی مشکلات یک سیستم " جهان واقعی " ارائه می دهند. آنها خودشان را معطوف به ساختار احتمالی فرضیه می کنند اگر چه ممکن است گاهی اوقات فرضیه ای که در علوم طبیعی وجود دارد در علوم انسانی یافت نشود. متاسفانه درحالیکه الگوها مطرح کننده "چه" و "چگونگی" هستند، برای توضیح "چرا" مناسب نیستند و لذا به اندازه فرضیات قوی گره گشا نمی باشند.

قواعد و قوانین

هدف علوم طبیعی حد اقل از زمان Hempel ایجاد قانون پوششی می باشد. این قانون نیازمند ارتباط واضحی ازیک وضعیت عادی است که تاثیرات آن دارای مرزهای خاصی می باشد. مشخص شده که دسترسی به ارتباطات اجتماعی در ساختار قانون پوششی بسیار دشوار است.شاید علت آن ، عادت ناخوشایند مردم به نقض قوانین طبیعت باشد. بویژه کارهای بعدی Wittgenstein این موضوع را مطرح نمود که احتمال ارائه الگوی روشنتری از ارتباطات بشر توسط سیستمهای قانونمند وجود دارد.این مسئله نشان می دهد که چرا نظریه پردازان ارتباطات بیشتر به ایجاد الگوها گرایش دارند تا فرضیات. روشهای قانونمند بویژه در ارتباطات گفتارمتداول هستند که ظاهراً در آن ، فعل و انفعالات انسان در طول ساختاری جریان دارند اگرچه لزوماً خطوط عادی نمی باشند.

ترسیم چشم انداز نظری

بخش عمده یک اصل توسط ساختار نظری آن مشخص می شود. در عوض ممکن است ارتباطات (به شکل کنونی) حوزه مورد مطالعه باشند. فرضیه اغلب از سایر علوم اجتماعی به عاریت گرفته شده در حالیکه ارتباط ، نمونه های کمی از فرضیات را فراهم می کند که به شکل ترتیبهای دیگری ارائه شده اند. آنچه که در یک موسسه به نام ارتباط درنظر گرفته می شود ممکن است به هیچ وجه مشابه آنچه که در سایر مدارس ارتباطات ، وجود دارد نباشد. این گوناگونیهای نظری رسیدن به اصطلاحاتی کلی را در این زمینه دشوار می سازد.به بیان دیگر ، تعدادی ازعلوم طبقه بندی رایج می باشند که ازآنها برای تقسیم تحقیقیات ارتباطی استفاده می شود. در اینجا دو روش متداول برای طراحی به اختصار شرح داده می شود.
بسیاری از نویسندگان و محققان ، ارتباط را با آنچه که گاهاً زمینه یا بافت نامیده می شود تقسیم بندی می کنند اما آنها اغلب نشان دهنده تاریخچه های نهادی هستند. مطالعه بر روی ارتباطات در آمریکا-در حالیکه درسازمانهای روانشناسی ، اجتماعی ، زبان شناسی و انسان شناسی بیش از سایز مکانها به آن اشتغال دارند- عموماً از مدارس سخن شناسی و روزنامه نگاری شکل گرفته است. در حالیکه بسیاری از آنها به سازمان ارتباطات تبدیل شده اند ، اغلب ریشه های تاریخی خود را حفظ می کنند ، ریشه هایی که عمدتاً به فرضیاتی که به ارتباطات گفتاری در حالت قبلی و رسانه های گروهی در مرحله بعدی متصل می باشند.شکاف بزرگ بین ارتباطات گفتاری و ارتباطات گروهی توسط تعداد کوچکتری زیر مجموعه تحقیقات ارتباطی از قبیل ارتباطات میان فرهنگی و درون فرهنگی ، ارتباطات گروههای کوچک ، فناوری ارتباطات ، خط مشی و مطالعات قانونی ارتباطات ، ارتباطات راه دور و فعالیتهای انجام شده بوسیله موارد متنوع دیگر جبران می شود. تعدادی ار این سازمانها دیدگاههایی که بیشتر وابسته علوم انسانی است دارند ، سایر آنها به شدت گرایش انسان شناختی داشته و هنوز هم مواردی وجود دارد که آماده حرکت به سوی تولید و تدارک هستند.
این زمینه های ارتباطی ، روشی از گروه بندی نظریات ارتباطی را ارائه می کنند اما فرضیاتی وجود دارند که بصورت اجتناب ناپذیر از یک ناحیه به ناحیه ای دیگر رفته یا برای یافتن مکانی مناسب ناکام می باشند. اگر ارتباط یک رشته پیوسته ای از دانش بود در آن صورت می توانستیم انتظار مشاهده گروهی از فرضیات پیوسته یا حداقل یک درک معمولی از ساختار این رشته از علم داشته باشیم که به نظر می رسد هنوز در حال توسعه است.
روش دیگر تقسیم بندی رشته ارتباطات ، فرضیه هایی را مورد تاکید قرار می دهد که فرضیه ها، مدلها و روشهای بخصوصی را تقویت می کنند. در حالیکه این روش به تقسیم بندیهای سازمانی گرایش دارد ، نظریات موجود در فرضیه Robert Craig تمایل به تقویت یکدیگر داشته و پایه های فرضیات مشابه دانش شناختی و ارزش شناختی را حفظ می کنند.روشهای او عبارتند از : بلاغی ، نشانه شناسی ، پدیده شناسی ، فرمان شناسی و اجتماعی – فرهنگی. هر کدام این روشها بر خلاف روشهای دیگر برای Craig به روشنی مشخص شده بود و روشهایی پیوسته برای توصیف رفتار اجتماعی بافی ماندند. این عناوین بعنوان کمکی برای طبقه بندی ، به ساماندهی تئوری با فرضیاتش می پردازند و به محققان کمک می کنند تا دلایل تناقض بعضی تئوریها را بیابند.
از آنجا که این دو روش رواج زیادی دارند به نظر می رسد جایگاه زبان را غیر متمرکز نموده وهمانند فناوریهای ارتباطی ، به شکل ماشینی در آورد. این عقیده که ارتباط ، نخستین ابزار بشر است که با ابزار خودش توصیف می شود ،(همچنانکه Vygotsky بحث می کند) در حاشیه تئوریهای ارتباط باقی مانده است. این موضوع تا حدی در مدرسه تئوریهای ارتباطاتی تورنتو معرفی می شود (گاهی اوقات به آن تئوری واسطه نیز می گویند) همانگونه که در کارهای Innis, McLuhan و دیگران وجود دارد.ظاهراً روشهایی که ازطریق آنها افراد یا گروهها فناوریهای اطلاعاتی را بکار می برند (ودر بعضی موارد مورد استفاده این روشها قرار می گیرند) موضوع اصلی محققان ارتباطات است و نظرات پیرامون آن و بخصوص حوزه این اعتقاد در هردو مرحله زمینه ها و بافتهای فرضیه ارتباط ثابت می مانند.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم فروردین 1389ساعت 20:53  توسط فرنگیس غلامی   | 

ارتباطات

 

 
فصل اول – كليات
 
ماده 1- " مركز سنجش ازدور ايران " با اصلاح اساسنامه و وظايف به " شركت ارتباطات سيار " تغيير نام ودرقالب شركت تابعه شركت مخابرات ايران (مادرتخصصي) ساماندهي شده و ازاين پس دراين اساسنامه شركت ناميده مي شود.
 
ماده 2-  اهداف شركت به شرح زيراصلاح ميگردد:
هدف از تشكيل شركت،  مديريت ،ساماندهي، ايجاد، توسعه ، تامين، نظارت، نگهداري وبهره‌برداري شبكه ارتباطات سيار وارائه خدمات ارزش افزوده آن به منظور تحقق طرحها وبرنامه هاي مصوب شركت مخابرات ايران (مادرتخصصي) مي باشد.
 
ماده 3- مركز شركت تهران است .
 
ماده 4 – شركت داراي شخصيت حقوقي مستقل بوده و به صورت شركت سهامي ( خاص ) اداره مي شود . اين شركت استقلال مالي داشته و با رعايت قوانين و مقررات مربوط تابع اين اساسنامه مي باشد .
 
ماده 5 -  مدت شركت نامحدود است .
 
ماده 6-  سرمايه شركت  2000 ميليارد ريال است كه به 20 ميليون  سهم يكصدهزار ريالي بانام تقسيم شده كه ازمحل اموال ودارايي هاي موجود شركت مخابرات ايران تامين وتماماً (صددرصد سهام) متعلق به شركت اخيرالذكر است .
 
 تبصره - ازتاريخ ابلاغ اساسنامه شركت ،‌حداكثر بمدت يكسال نيروي انساني مستقر درحوزه ستادي شركت مخابرات ايران  ،‌تاسيسات ، لوازم وتجهيزات، حقوق، مطالبات،‌ديون،‌تعهدات واموال منقول وغيرمنقول متعلق به شركت مذكور درحوزه مربوط به امورارتباطات سيار ‌به شركت منتقل ميشود وسازمان ثبت اسناد واملاك كشوربه درخواست شركت مخابرات ايران اسناد مالكيت اراضي واملاك موردانتقال دردفاتر مربوط رابه نام شركت اصلاح مي نمايد.                                                        
 
فصل دوم – موضوع فعاليت و وظايف شركت
ماده 7- موضوع فعاليت ووظائف شركت كه درماده 3 اساسنامه سابق آمده بشرح زيراصلاح وتبيين ميگردد:
1- تهيه‌وتدوين‌طرحهاي‌جامع‌درزمينه شبكه ارتباطات سيار براساس الزامات ،‌نيازها، استانداردهاوضوابط.
2-  بازاريابي ،‌تاسيس، توسعه ، بهسازي، اجرا، نگهداري وبهره برداري وهمچنين نظارت ومديريت شبكه ارتباطات سيارطبق استانداردهاي ملي وبين المللي.
3- تهيه وتصويب دستورالعملها،‌ضوابط، معيارها واستانداردهاي فني وتخصصي موردنياز شركت درزمينه تاسيس ،‌توسعه، نگهداري وبهره برداري ازشبكه ارتباطات سيار.
4- همكاري با ساير اپراتورها درزمينه تبادل ارتباطات وترانزيت ترافيك ورومينگ واستفاده از ساير منابع مشترك.
5-‌ عضويت درنهادها وانجمنهاي تخصصي ملي وبين المللي وشركت دركنفرانسهاي مربوط به منظور كسب وتبادل اطلاعات تخصصي ارتباطات سيار.
6-‌ مديريت،برنامه ريزي، پياده سازي آموزشهاي تخصصي خاص بمنظور توسعه مهارت  هاي لازم
7-‌ ايجاد امكانات وبسترهاي موردنياز جهت اعمال سياستهاي نظارت برشبكه ارتباطات سيار توسط مراجع ذيربط
8-‌ ارائه خدمات موردنياز مشتريان باملحوظ كردن ملاحظات تجاري ومشتري مداري
9-‌ اقدام درجهت حفظ امنيت شبكه وحفاظت ازحقوق مشتركين
10-‌ مبادرت به انجام هرگونه فعاليت كه منطبق باهدف شركت  باشد.
 
تبصره1 : شركت ،واحد استاني نخواهد داشت و كليه فعاليتهاي اجرايي خود در سطح استانها را بصورت پيمانكاري در قالب قرارداد مشخص و با استفاده از حداكثر توان‌بخش غيردولتي و بصورت رقابتي انجام خواهد داد. 
 
تبصره 2 : شركت مجاز به ايجاد شركت ويا سرمايه گذاري درشركتهاي ديگرنمي باشد.  
 
فصل سوم – اركـان شركت
 
ماده 8- اركان شركت عبارتست از:
الف – مجمع عمومي
ب – هيئت مديره ومديرعامل
ج- بازرس (حسابرس )
 
ماده 9- نمايندگي سهام  درمجامع عمومي شركت بااعضاي هيئت مديره شركت مخابرات ايران (مادرتخصصي) ورياست آن بعهده رئيس هيئت مديره شركت مذكور مي باشد.
 
ماده 10-مجامع عمومي شركت عبارتنداز :
1- مجمع عمومي عادي
2- مجمع عمومي فوق العاده
 
ماده 11- مجمع عمومي عادي حداقل سالي دوبار تشكيل خواهدشد.يك باربراي استماع ورسيدگي به گزارش هيئت مديره وبازرس(حسابرس) شركت واتخاذ تصميم نسبت به صورتهاي مالي وساير موضوعاتي كه دردستورجلسه مجمع عمومي ذكرشده است .
باردوم جهت رسيدگي واتخاذ تصميم نسبت به بودجه سال آتي وبرنامه ها وخط مشي آتي شركت وساير موضوعاتي كه دردستور جلسه مجمع عمومي قيدشده است .
 
ماده 12 – مجمع عمومي عادي باحضور اكثريت اعضاء ومجمع عمومي فوق العاده باحضور حداقل 4 عضو رسميت خواهدداشت .تصميمات درمجمع عمومي عادي همواره با 3 راي ودر مجمع عمومي فوق العاده با 4 راي موافق معتبر خواهدبود.
دعوت مجمع عمومي اعم از عادي يا فوق العاده باذكرتاريخ ومحل تشكيل ودستور جلسه حداقل ده روز قبل از انعقاد مجمع به عمل خواهدآمد. سوابق مربوط به موضوعاتي كه دردستور مجمع قرارداردبايد همراه دعوتنامه براي اعضاي مجمع ارسال شود.
 
ماده 13- وظايف واختيارات مجمع عمومي عادي به شرح زيرمي باشد:
1-  اتخاذ تصميم نسبت به سياست كلي و برنامه هاي عمليات آتي شركت .
2-  رسيدگي واظهارنظر واتخاذ تصميم نسبت به گزارش عمليات سالانه وصورتهاي مالي وبودجه شركت .
3-  اتخاذ تصميم نسبت به اندوخته ها ونحوه تقسيم سودويژه شركت .
4- انتخاب يا عزل اعضاء هيئت مديره وبازرس (حسابرس) شركت .
5- تعيين حقوق ومزاياي اعضاي هيئت مديره بارعايت مصوبات شوراي حقوق ودستمزد وتعيين پاداش اعضاي يادشده بارعايت ماده (241) لايحه قانوني اصلاح قسمتي از قانون تجارت
6- تعيين حق الزحمه بازرس (حسابرس) شركت .
7- اتخاذ تصميم درخصوص آئين نامه هاي مالي و معاملاتي شركت بارعايت قوانين مقررات مربوط وارائه آنها به مراجع ذيصلاح براي تصويب نهائي
8- تصويب  تعرفه هاي خدمات مرتبط با شركت درچارچوب قوانين ومقررات مربوط.
9- اتخاذ تصميم درخصوص آئين نامه استخدامي شركت درچارچوب قوانين ومقررات مربوط وارائه آن به مراجع ذيصلاح براي تصويب نهائي
10- اتخاذ تصميم درباره تشكيلات شركت و تعيين سقف پستهاي موردنياز و برنامه هاي جذب وتعديل نيروي انساني وپيشنهاد به مراجع ذيصلاح براي تصويب درچارچوب قوانين و مقررات مربوط .
11- اتخاذ تصميم نسبت به پيشنهاد هيئت مديره درموردصلح وسازش دردعاوي وارجاع امربه داوري وتعيين داور و همچنين استرداد دعوي با رعايت مقررات مربوط ازجمله اصل 139 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران
12- تعيين روزنامه كثيرالانتشار به منظور درج آگهي هاي شركت .
13- اتخاذ تصميم نسبت به ساير موضوعاتي كه طبق قوانين ومقررات ومفاد اين اساسنامه مستلزم تصويب مجمع عمومي عادي شركت است و مواردي كه دردستور جلسه مجمع قيدشده است .
 
ماده 14- وظايف مجمع عمومي فوق العاده به شرح زير مي باشد:
1- اتخاذ تصميم نسبت به افزايش ياكاهش سرمايه شركت وپيشنهاد به مراجع ذيصلاح براي تصويب.
2- بررسي واتخاذ تصميم نسبت به اصلاح يا تغيير مواد اساسنامه شركت درچارچوب قوانين وپيشنهاد به مراجع ذيصلاح براي تصويب.
3- بررسي وارائه پيشنهاد انحلال شركت به مجمع عمومي شركت مادرتخصصي مخابرات جهت تصويب درمراجع ذيصلاح.
 
ماده 15-هيئت مديره شركت مركب از 3 عضو موظف خواهد بود كه باتصويب مجمع عمومي عادي از بين افرادباتحصيلات عالي وحداقل 5 سال سابقه مديريت و صاحب نظر درتخصص هاي مرتبط با فعاليت هاي شركت بااولويت به كاركنان آن براي مدت 2 سال انتخاب وباحكم رئيس مجمع عمومي شركت مادر تخصصي مخابرات ايران (وزير ارتباطات وفناوري اطلاعات ) منصوب مي شوندوپس از انقضاي مدت تازماني كه تجديدانتخاب به عمل نيامده درسمت خودباقي خواهند بودوانتخاب مجددآنها براي دوره هاي بعد بلامانع است .
 
تبصره :‌ اعضاي هيات مديره ازبين خوديك نفر را بعنوان رئيس هيات مديره ويك نفررابه عنوان نايب رئيس هيات مديره انتخاب وبا حكم رئيس مجمع عمومي شركت منصوب مي‌شوند.
 
ماده 16- مجمع عمومي عادي مي تواند يك نفر عضو علي البدل به عنوان جايگزين اعضاي اصلي هيئت مديره انتخاب كند كه درصورت فوت يا استعفايا هردليل ديگركه ادامه فعاليت هريك از اعضاي اصلي هيئت مديره غيرممكن گردد، عضو علي البدل جايگزين خواهدشد.
 
تبصره : شرايط انتخاب عضو علي البدل مطابق ماده 15 مي باشد.
 
ماده 17-جلسات هيئت مديره باحضورتمامي اعضاء رسميت مي يابدوتصميمات با اكثريت آراء موافق اعضاء هيات مديره اتخاذ خواهد گرديد.
ماده 18-جلسات هيئت مديره حداقل هرماه يكبار وبه طور منظم درمحل شركت تشكيل و دستورجلسه حداقل دوروز قبل از تشكيل جلسه توسط رئيس هيئت مديره براي اعضاء ارسال خواهدشد.درموارداضطراري رعايت تشريفات مزبور باتشخيص رئيس هيئت مديره الزامي نخواهدبود.
ماده 19-هيئت مديره داراي دفتري خواهدبود كه صورتجلسات هيئت مديره درآن بادرج نظرمخالفين ثبت وبه امضاي اعضاي حاضرخواهدرسيد.مسئوليت ابلاغ وپيگيري مصوبات هيئت مديره بارئيس هيئت مديره مي باشد.
ماده 20 – هيئت مديره براي انجام هرگونه عمليات ومعاملات كه مرتبط با موضوع فعاليت شركت بوده واتخاذ تصميم درباره آنها صريحاً درصلاحيت مجمع عمومي قرارنگرفته باشدبـا رعايت قوانين ومقررات داراي اختيارات كامل است .هيئت مديره همچنين داراي وظايف واختياراتي به شرح زير مي باشد.
1- پيشنهاد خط مشي وبرنامه هاي كلان شركت به مجمع عمومي.
2- تائيد برنامه عملياتي شركت براي ارايه به مجمع عمومي جهت تصويب .
3- رسيدگي وتاييد بودجه سالانه ، گزارش عملكردسالانه وصورتهاي مالي شركت وارايه آن به مجمع عمومي .
4- تائيد آيين نامه هاي مالي، معاملاتي واستخدامي شركت وارايه آن به مجمع عمومي براي اتخاذ تصميم بارعايت قوانين ومقررات مربوط
5-  تصويب ضوابط مربوط به مبادله اطلاعات علمي ، فني ،‌صنعتي وبازرگاني درزمينه هاي مرتبط با فعاليت شركت بارعايت قوانين ومقررات  ومفاد اين اساسنامه .
6-  بررسي وتصويب اخذ وام واعتبار به پيشنهاد مديرعامل ودرقالب مصوبات مجمع عمومي بارعايت قوانين ومقررات مربوط .
7-  انجام حسابرسي داخلي نسبت به عمليات ، معاملات وكليه فعاليتهاي شركت .
8- بررسي و پيشنهاد اصلاح يا تغيير مواد اساسنامه به مجمع عمومي جهت اتخاذتصميم بارعايت قوانين ومقررات مربوط
9- بررسي وپيشنهاد ساختاركلان شركت وبرنامه جذب وتعديل نيروهاي انساني مربوط، به مجمع عمومي.
10- تصويب تشكيلات تفصيلي شركت درچارچوب تشكيلات كلان شركت واعلام به مجمع عمومي با رعايت قوانين و مقررات مربوط .
11- بررسي وپيشنهاد به مجمع عمومي درمورد صلح وسازش دردعاوي وارجاع به داوري و تعيين داوروهمچنين استرداد دعوي با رعايت قوانين ومقررات مربوط ازجمله اصل (139) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران .
12- انتخاب وعزل مديرعامل باحكم رئيس مجمع عمومي شركت .
13- بررسي وتصويب دستورالعملهاي داخلي لازم براي اداره شركت .
14- تشخيص مطالبات مشكوك الوصول وپيشنهاد براي وضع ذخيره به مجمع عمومي.
 
تبصره : هيئت  مديره به مسئوليت خود مي تواند قسمتي از اختيارات خودرابه مديرعامل تفويض نمايد.
 
ماده 21- مديرعامل بالاترين مقام اجرايي شركت بوده كه براي مدت 2 سال ازبين اعضاي هيئت مديره يا خارج از آن توسط هيئت مديره انتخاب وباحكم رئيس مجمع عمومي شركت منصوب مي‌شود مديرعامل درحدود قوانين ومقررات و اين اساسنامه مسئول اداره كليه امورشركت مي باشد، مديرعامل مي تواند بامسئوليت خودبخشي از وظايف واختيارات خودرا به هريك از كاركنان شركت تفويض نمايد.
 
ماده 22- وظايف مديرعامل به شرح زير مي باشد:
1- اجراي مصوبات وتصميمات هيئت مديره ومجمع عمومي .
2-  تهيه ، تنظيم وپيشنهاد خط مشي، برنامه عملياتي وبودجه سالانه شركت به هيئت مديره.
3- تهيه وتنظيم صورتهاي مالي سالانه شركت وارايه آن به هيئت مديره .
4- تعيين روشهاي اجرايي درچارچوب مقررات وآئين نامه ها وابلاغ به واحدهاي ذيربط.
5- تهيه و پيشنهاد آئين نامه هاي مالي، معاملاتي  واستخدامي شركت به هيئت مديره .
6-  تهيه و پيشنهاد تشكيلات تفصيلي شركت به هيئت مديره درچارچوب مصوبات مجمع عمومي
7-  نظارت بر حسن اجراي آئين نامه هاي شركت و انجام اقدامات لازم براي حسن اداره امور شركت درچارچوب قوانين ومقررات مربوط.
8-  اتخاذ تصميم واقدام نسبت به امور وعملياتي  كه درحيطه وظايف  مجمع عمومي و هيئت مديره  قرارنگرفته است.
9-  عزل ونصب وارتقاء كاركنان شركت، تعيين حقوق ودستمزد، پاداش، ترفيع وتنبيه آنها بر اساس قوانين ومقررات مربوط .
 
ماده 23-مديرعامل، نماينده قانوني شركت در كليه مراجع اداري وقضايي بوده و براي دفاع از حقوق شركت وتعقيب دعاوي وطرح آن اعم از كيفري وحقوقي حق توكيل به غير رادارد.مدير عامل مي تواند بارعايت مقررات ( ازجمله اصل 139 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ) وپس از اخذ نظر هيئت مديره ومجمع عمومي نسبت به ارجاع موارد به داوري اقدام نمايد.
 
ماده 24-كليه چكها واسناد واوراق مالي وتعهدات وقراردادها بايد به امضاء‌مديرعامل (يانماينده وي) ويكي از اعضاء‌هيئت مديره به انتخاب هيئت مديره (يا نماينده منتخب هيئت مديره ) برسد، مكاتبات اداري به امضاء مديرعامل يا نمايندگان وي خواهدرسيد.
 
تبصره: ماداميكه باتوجه به تركيب سهام ،شركت دولتي شناخته شود، كليه چكها علاوه بر امضاء افراد فوق الذكر به امضاء ذي حساب ويا نماينده وي نيز خواهدرسيد.
 
ماده 25- شركت داراي بازرس (حسابرس) خواهدبود كه بارعايت قوانين ومقررات وتصويب مجمع عمومي براي مدت يك سال انتخاب خواهدشد.
 
تبصره : اقدامات بازرس (حسابرس) دراجراي وظايف خودنبايد مانع جريان كارهاي عادي شركت گردد.
 
فصل چهارم – امـــور مالــي
ماده 26-سال مالي شركت ازاول فروردين ماه هرسال تا پايان اسفند ماه همان سال ميباشد.
 
ماده 27- صورتهاي مالي شركت بايد با رعايت استانداردهاي حسابداري تهيه ودرموعد مقرر دراختيار بازرس (حسابرس) قرارداده شود.
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم فروردین 1389ساعت 20:46  توسط فرنگیس غلامی   | 

تحقیق در ارتباطات

تحقیق در ارتباطات

یکی از زمینه های اصلی حوزه ارتباطات است که همه انواع فناوریهای ارتباطی را در بر می گیرد .از ارتباطات میان فردی(شفاهی وغیر شفاهی ) وسنتی گرفته تا فناوریهای نوین ارتباطی .اجرای این پژوهشها نیز مستلزم شناخت روشها ورویکردهای مختلف در اجرای این پژوهشها است،لذا روش شناسی ارتباطات بعنوان سازوکار اصلی اجرای طرحها ضرورت می یابد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم فروردین 1389ساعت 20:34  توسط فرنگیس غلامی   | 

طرح مسئله و يا موضوع تحقيق و تعريف آن:

طرح مسئله و يا موضوع تحقيق و تعريف آن:

پس از تعيين عنوان نوبت به طرح مسئله و يا موضوع تحقيق مي رسد و آن شرايطي است كه ذهن پژوهشگر را اشغال كرده است و پژوهشگر را برمي انگيزد كه در آن كند و كاو كند.

اما در خصوص زمينة مورد نظر ما كه حوزة ارتباطات و روش تحليل محتوي است، ذكر نكاتي ضروري است.

“ مسئله ” مجهولي است كه پژوهشگر به روشن كردن آن علاقمند است و درصدد است تا راه حلي براي آن بيابد يا مجهولي است كه دولت يا مردم خواهان يافتن پاسخ براي آن هستند. قطعاً شرايط درك موضوع منحصر به محقق است و بيان عمومي آن در مراحل اول به گونه اي كه قابل درك براي همگان باشد، امكانپذير نيست. به عبارت ديگر در ابتدا اين محقق است كه مسئله را از ميان بي شمار مسايل موجود درك كرده است و درصدد يافتن پاسخ براي سؤال يا سؤالهاي خويش است. قطعاً زماني اين امر قابل درك مي شود كه پاسخي براي سؤالها يافت شود و در اختيار عموم قرار گيرد.

در اينجا نقش محقق چون صورتگري است كه شماي كلي بحث خويش را ترسيم نموده، ليكن اجزاء و عناصر طرح او هنوز برجسته نشده اند و تنها تصويري كلي به دست داده شده است اين تصوير كلي اختصاص به محقق دارد. زماني اين موضوع قابل فهم و درك براي عموم مي شود كه اجزاي تصوير و عناصر آن بخوبي ترسيم شود و همگان از آن آگاه شوند.

شيوة ارائه مسئله هميشه در قالب سؤال نيست و استفاده از كلماتي كه ابعاد مسئله را ارائه دهد و در قالب يك جمله ارائه شود مي تواند مسئلة تحقيق باشد، اما با دو شيوه اي كه ارائه شود بايد داراي ويژگيهاي ذيل باشد:

1-  در قالب آن جمله، معناي مورد نظر محقق رسانده شود، به گونه‌اي كه برداشت ديگران با برداشت محقق همسان شود، كه البته اين موضوع با تعريفي كه محقق از موضوع مي كند، محقق مي شود؛

2-    به گونه اي ارائه شود كه قابليت اجرا يا عملي شدن داشته باشد؛

3-     از لحاظ علمي قابل قبول باشد؛

4-    با كلماتي ساده و روشن ارائه شود.

لازم به ذكر است كه در ارائه مسئله روابط بين متغيرها مطرح است و مناسباتي كه بين متغيرها وجود دارد در جريان پژوهش سنجيده مي‌شود. بنابراين در ارائه مسئله جايگاه انواع متغير نيز مشخص مي شود.

“ موضوع ” عبارتي است كه ما به كمك آن پيامي را منتقل مي كنيم. اگر يك موضوع بخوبي طرح شود مي تواند پيام را نيز بخوبي در نزد افراد انتقال دهد و يا معنايي نزديك به مقصود مورد نظر محقق را در نزد پيامگير برانگيزد. اما يك موضوع خوب در چارچوب يك پيام خوب ارائه مي شود كه ويژگيهاي يك پيام خوب به شرح ذيل است:

-         كوتاه باشد؛

-         مختصر باشد؛

-         مفاهيم زايد در آن وجود نداشته باشد؛

-         مقصد را برساند؛

-         موضوع خوب نبايد از بعد حقوقي براي محقق، زمينة تحقيق و جامعه مخاطره آميز باشد.

آنچه كه مهم است تفاوتي است كه در اينجا در ارائه موضوع يا مسئله وجود دارد.

در حوزة بررسي پيام و زمينه هاي ارتباطي طرح موضوع ناظر به بررسي ساختار يك پيام و اجزاء و عناصر آن است و نه روابطي كه بين متغيرها موجود است. به عبارت ديگر چون پيام حادث شده است و موجود است، بررسي آن در چارچوب يك موضوع پژوهشي اتفاق مي‌افتد؛ در حاليكه در زماني كه مسئله طرح مي شود عاملي كه باعث و ايجاد كننده است مناسباتش با عامل ديگر كه منبعث يا تالي عامل قبلي است مورد بررسي قرار مي گيرد به عبارت ديگر 2 دسته عوامل مطرح مي شود.

با دقت در اين موضوع مي توان مسئله پژوهش را ناشي از وقوع يك واقعه، رويداد و يا حادثه دانست، در حالي كه موضوع ممكن است موجود باشد و عاملي دفعتاً شكل دهنده به آن نبوده است. به عبارت ديگر مسئله تحقيق “ رويداد مدار ” است و موضوع “ فرايند مدار ”.

در بررسي پيامهاي ارتباطي به روش تحليل محتوي بيشتر با موضوع سروكار داريم تا مسئله؛ اما گاه شرايط عمل رسانه اي، زمينه اي را پيش رو قرار مي دهد كه مسئله ساز است و محقق ممكن است مبتني بر آن دست به بررسي پيامهاي ارتباطي بزند. بنابراين درك شرايط واقعي ظهور پديدة مورد بررسي و ماهيت آن بخوبي مي تواند نشاندهندة موضوع مدار بودن يا فرايند مدار بودن پديدة مورد بررسي باشد.

به هر حال در اين بخش از طرح پژوهشي، محقق با مقدمه چيني براي ورود به بحث ( مبتني بر مسئله يا موضوع ) مسئله يا موضوع را مطرح و سپس با كلماتي روشن تعريف مي كند. پس از آن محقق بايد ابعاد موضوع را از منظر خود مطرح كرده متغيرها و مفاهيم احتمالي مطرح در پديدة مورد بررسي را ذكر كند.

پس از آن محقق انگيزة خود را از انتخاب موضوع بيان مي كند و با طرح اين نكته زمينه براي ورود به بحث بعدي فراهم مي شود.

البته لازم به ذكر است كه براي بيان موضوع يا مسئله پژوهش محقق بايد به سؤالهاي ذيل پاسخ داده باشد:

1-    پژوهش مورد نظر در چه زمينه اي انجام مي شود ؟

2-    آزمودني يا افراد يا واحدهاي مورد بررسي چه كساني يا چيزهايي هستند ؟

3-    متغيرها، مفاهيم و سازه هاي مورد بررسي كدامند ؟

4-    اين پژوهش به چه شكلي و چگونه قرار است كه انجام شود ؟

5-    مكان پژوهش و يا حوزة بررسي چيست ؟

6-    زمان بررسي چه وقت است و طول دورة پژوهش به چه ميزان است ؟

7-  چه سطحي از مطالعه موردنظر است سطح خرد Micro Level يا سطح كلان Macro Level ؟ به عبارت ديگر عوامل و متغيرهاي فردي مطرحند يا عوامل و متغيرهاي اجتماعي ؟

8-    چه نوع مناسباتي بين متغيرها و عوامل قرار است كه برقرار شود؟ يا چه ساختاري قرار است كه توصيف شود ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم فروردین 1389ساعت 20:33  توسط فرنگیس غلامی   |